132

:: 132

من از این وسواس فکری که روی رفتار های دوستام دارم خسته شدم از اینکه اینقدر حساسم از اینکه از هر چیز کوچیک ناراحت میشم از اینکه برام خیلی مهمن خسته شدم . کسی اینجا هست که بتونه کمک کنه؟

تنها چیزی که مامان میگه اینه که باید قوی باشم ولی نمیگه چجوری . من خسته شدم از اینکه هر بهد از ظهر و هر شب خوابشونو ببینم. ایت سوند ا لیل گی بات:|||

منبع : پاک132
برچسب ها : اینکه ,خسته

131

:: 131

واسه من زمانایی که دارم سیب زمینی خرد میکنم بهترین وقته که اعصابم بهم بریزه . وقتی فقط دستام داره کار میکنه و ذهنم مثه یه پر روی هوا شناور میشه . صدای هق هق میاد مال کیه؟ منم . دستای کیه میلرزه؟ منم میدونم مامان که بیاد دوباره غر میزنه که چرا یه اندازه نیستن یا چرا از این ور خرد کردی . اخرین پنج شنبه ی سال نباید یه فرقی داشته باشه؟ 

منبع : پاک131
برچسب ها :

135

:: 135

دوباره شروع شد باید سه ماه دیگه تحملشون کنم

کسی هست که بتونه منو راهنمایی کنه که چجوری به رفتار بقیه اهمیت ندم؟

دیگه رو درسام تمرکز ندارم فقط دارم فک میکنم که فی امروز چی گفت ره چجوری رفتار کرد

هرچند کارای ره خیلی واسم مهم نیست

بیشتر از فی انتظار دارم

منبع : پاک135
برچسب ها :